بر می گردم!


خداونگارا!
برای این کمترین. هشت "فرشته" نازل کن تا در جلسه ی امتحان یاری رسانش باشند.
پروردگارا!
به من نشان بده که امدادهای غیبیت چگونه می توانند باشند!
بار خدایا!
« تو چگونه استاد نرم کردن را به من بیاموز
تقلب کردن را خود خواهم آموخت ».
* عجیب٬ هوس مشروطی کرده ام!
* هوا هوای مشروطی است.
* باد نده٬ سنگین حرکت کن!
* [ با تشکر ویژه از دکتر شریعتی ]
- قلم جان یه لطف برای من می کنی؟
- آهان!
- یه مکان واسه ی من جور کن! جون من! واسه ی دو ساعت!
- یعنی میفرمایید بستر گستری بکنم؟!
- بستر گستری چیه برادر؟!؟!؟. . . واسه دو هفته ی دیگه می خوام! دو تا مرغ عشق می خوان برن لاو بترکونن! همین!
- ندارم عزیزم! من کجام به بستر گسترا میخوره؟
- جان من. . . کمکم کن!!! مگه شما یه خونه ی خالی ندارین؟
-عموم اونجاس! میخوا با عموم شریکی برید سانفرانسیکو؟
- سانفرانسیسکو چیه؟ میخوام برم زیااااااارت!. . . از این شوخیا نکنا!! ما قصد ازدواج داریم!
- مثل اونای دیگه٬ دیگه؟
- اصلا تو چیکار داری؟ من. . .
- ندارم عزیزم. . .مگه من بستر گسترم؟. . . این نعمت [ . . . ] ازت نگرفتن که!!!
- اذیت نکن قلم. . . جون من!
- برو مرتیکه!
- باشه. . . مرسی. . .
- دوستیمون سر جاش٬ از من ناراحت نشو!
- نه قلم جون عاشقتم ( !!!!! )
- لطفا با این حالی که داری عاشق من نشو. . . من کیس مطلوبی نیستم!
- . . .
* نتیجه ی اجتماعی ـ اخلاقی : به فکر مسکن جوانان باشید!
* نتیجه ی غیر اخلاقی: آخه [. . . ]. من اگه [ . . . ] بودم که [ . . . ].

ـ . . . مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد. لطفا بعدا شماره گیری نمایید. . . مشترک مورد نظر. . .
ـ الو. . . الو. . . یعنی چی نمی باشد؟!. . . با پسرم کار دارم! گوشیو بده بهش ببینم. . . الو. . .!!!
شايد اگر امكانات و دارايی شوماخر براي او بود٬ الان نامي از شوماخر بر سر زبانها نبود و حالا همه نام او را به زبان می آورند. شاید اگر او امكانات و دارايی شوماخر را داشت٬ به جاي اينكه به او بگویند ممد شوماخر، دوستان شوماخر در آلمان او را شوماخر ممد صدا می کردند! كسی چه می داند شاید همينطور میشد!
دست فرمانش را شوماخر هم نداشت٬ با آوردن نام شوماخر به عنوان پسوند اسمش در حقيقت شكسته نفسی مي كرد البته خودش كه شهرتش را انتخاب نكرده بود! دوستانش شوماخر صدايش می كردند. برايت چنان لايی هايی می كشيد حض می کردی! با دستی چنان دور میزد که سر خوشان خیابان ایران زمین " آدم " کی باشند که این کار ها را بکنند؟! حتی پلیس های محسوس و نا محسوس اتوبان هم به گرد ماشینش نمی رسیدند. عقربه ی سرعت سنج ماشین از نشان دادن سرعتش عاجز بود! او هنر مند هم بود٬ یعنی خودش می گفت که هنر مند است٬ دستی در سوار کردن موتور ماشین داشت٬ عروسکی ساخته بود که با لبهایت بازی می کرد. . . با نیش گازی مثل موشک می رفتی!! می گفت این هنر است و راست هم می گفت این هنر بزرگی بود. خلاصه استعدادی کشف نشده بود! شرکتهای بزرگ ماشین سازی اگر میدانستند چه جواهری دارد درایران تلف می شود٬ اورا به حال خودش رها نمی کردند. اصلا چرا چنان لعبتی باید در ایران باشد؟. . .
چه کسی می داند؟! شاید اگر او امکانات و دارایی شوماخر و حداقل عقل و احتیاط او را داشت٬ الان شوماخر باید برای افتخار از اسم او در پسوند نامش استفاده می کرد.
کسی چه میداند شاید اگر در یکی از همین لایی کشیدن ها با تریلی شاخ به شاخ نمی شد الان برای خودش شوماخری بود!
* این مطلب از کامپیوتر میلاد ( نسیم قلی ) ارسال شد. باعث رو سیاهی است!!!!
چقدر خوب است که یکی از راه های افزایش کاربران وبلاگ را را آموخته ام و این را مدیون خانم « رومینا گرشاسبی » هستم که باعث شدند مطلبی را در حاشیه ی رفتار مهیجشان بنویسم! این را از آنجایی می گویم که با نگاهی به آمارگیر وبلاگم متوجه شدم که از تاریخ نصب آمارگیر٬ ۸۰ نفر از کاربران وبلاگ قلم فرانسه به وسیله ی موتورهای جستجو گر گوگل٬ یاهو و سرچ به این وبلاگ راه پیداکرده اند و نکته ی جالب اینجاست که ۶۰ نفر از این ۸۰ نفر به وسیله ی کلمات : رومینا گرشاسبی٬ گرشاسبی٬مستحجن٬ سکسی٬ کلیپ. . . و از این قبیل کلمات وارد این وبلاگ شده اند و نمی دانم چرا جستجو گر های شریف٬ این وبلاگ را به این دوستان در کف (!!) معرفی کرده اند؟! ( به هر حال معصوم هم که نیستند!! )
اما غرض از نوشتن این مطلب این بود که بگویم٬ که گفته کار این خانم بد بوده؟ طرف بانی خیر هم هست! و موضوع دیگر این است که استفاده ی کاربران ایرانی از اینترنت خیلی پیشرفت داشته نمونه اش را خودم در آمارگیر وبلاگم مشاهده کردم! اما نتیجه ی گیری اخلاقی و شاید هم غیر اخلاقی این است که باید فکری به حال این جوانان در کف بشود که خود را انقدر زحمت داده اند٬ و در آخر به مطلبی رسیده اند که برایشان نه [. . .] و نه [. . .] داشته.
* باید یک قالب پیدا بکنم که آلارم ۱۸+ هم داشته باشد تا هر وقت احتیاج بود روشن بشود. . .