بازگشت به کودکی!

در حین وبلاگ گردیهایم وقتی سری به وبلاگ بالهای کاغذیِِ خانم " سحر عجمی " زدم تا مثل همیشه از دیدن کارهایشان لذت ببرم٬ با پستی روبه رو شدم که صحبت از بازگشت به دوران کودکی می کرد!دورانی که برای خیلیها سالهایی شیرین و خاطره انگیز بوده. دورانی که اگر امکان بازگشت به آن وجود داشت٬ دوست داشتیم به آن دوران خوش و زودگذر بر می گشتیم٬ هرچند که در این دوران هم دلبستگی هایی داریم که دلکندن ازشان سخت است و شاید بخواهیم دوباره به این روزگار هم بر گردیم!
خانم عجمی در پست جدیدشان سوالاتی نوشته اند و پرسیده اند با توجه به جوابی که به این سوالات می دهید باز هم می خواهید که به دوران کودکی خود بر گردید؟
" ۱- آيا حاضريد دوباره ۱۲ سال به مدرسه برويد،مشق بنويسيد و امتحان بدهيد؟
۲- آيا آمادگي روبرو شدن دوباره با روز هاي جنگ و بمب باران را داريد؟
۳- آيا مي توانيد دوباره براي كنكور درس بخوانيد؟
۴- آيا حاضريد اجازه انجام دادن خيلي از كار ها را نداشته باشيد؟
۵- آمادگي روبرو شدن دوباره با اتفاقاتي كه در اين سالها افتاده و دوباره هم خواهد افتاد داريد؟
۶-آمادگي ديدار دوباره با كساني كه از نديدنشان خوشحال هستيد را داريد؟ "
قلم فرانسه:
۱- مدرسه را دوست داشتم. هر چند که هیچوقت نشد مثل بچه ی آدم بنشیتم سر درسهایم و هیچوقت یک مشق درست و حسابی تحویل معلمهایم ندادم و حتا جریمه هایم را یک خط در میان می نوشتم. حالا هم میتوانم به آن دوران برگردم و بازهم از زیر مشق نوشتن در بروم.
۲- خوشبختانه تا من بیایم ببینم جنگ چیست و چقدر تلخ است٬ " جام زهر " معروف نوشیده شد! پس از آن جهت مانعی برای باز گشت نیست!
۳- با آن شرایطی که من برای کنکور داشتم٬ بر می گردم٬ و باز هم عاقلانه رفتار نخواهم کرد!
۴- آن دوران کسی مانع کارهای من نمی شد٬ هیچوقت کسی نگفت کدام کار را بکنم و کدام کا را نکنم٬ فقط مشکل کوچکی وجود داشت که بعد از اتمام کار٬ کتکش را می خوردم!
۵- بر می گردم! اتفاقات یکباره و بدون خبر می افتند! پس سعی می کنم و مجبورم که تحمل اتفاقات ناخوشایند را داشته باشم!
۶- خوشبختانه یا بدبختانه،برای هر کسی که امروز نمی بینم دلتنگم! اصلن این جنگها و خونریزی ها برای همین است که بشر تحمل ندارد کسی را که دوست ندارد ببیند و برای اینکه او را نبیند احمقانه ترین کار را انجام می دهد. . . جنگ! ما معمولن کسی را که دوست نداشته باشیم به هیچ جایمان حساب نمی کنیم! فکر می کنم این یکی از بهترین کارها است!
* * *
پس با این اوصاف اگر من هم یک " ماشین زمان " و یا یک " غول چراغ جادو " داشتم بر می گشتم و لذت روزهای رنگی دوران کودکی را می بردم. . .
ریز نوشت:
* اگر شما هم آرزوی بازگشت به روزگار کودکیتان را دارید. می توانید به این سوالها پاسخ بدهید تا ببینید باز هم حاضر به باز گشت هستید؟
* کودکان معصومی هم هستند که با تمام کودکی شان آرزو دارند که هیچوقت به دنیا نمی آمدند!
* اخر هم موفق نشدم این خطهای سفید را پاک بکنم!!!!









